چون نسخه جمال تو خالیست از غلط
در وی چرا کشند لب و عارض تو خط
۱شک داشت در وجود دهانت دبیر حسن
بر لب پی شک از دو سه خال تو زد نقط
۲بغداد حسن را که تو در وی خلیفهای
جاریست ز آب دیده ما بر کنار شط
۳منویس نامه پیش رقیب زباندراز
خط چون توان نوشت قلم را نکرده قط
۴بنما میان دوباره که شکل تو کام ما
ندهد نتیجه گر نه مکرر شود وسط
۵آهنگ اوج عشق ز تردامنان مجوی
پرواز جره باز نیاید ز طبع بط
۶جامی خجل مباش گر از قحط قافیه
واقع شود به مطلع و مقطع تو را غلط
۷