غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اندیشه جمال تو حیرانی آورد

سودای طره تو پریشانی آورد

۱

ما را چه کار با سرو سامان که عشق تو

درکار عقل بی سر و سامانی اورد

۲

گفتی که ترک عشق کن و راه عقل گیر

کاری چرا کنم که پشیمانی آورد

۳

شبها به باغ بی گل روی تو ناله ام

مرغان خفته را به سحرخوانی آورد

۴

دور از تو خانه گل و آبم ز سیل اشک

نزدیک شد که روی به ویرانی آورد

۵

با جان بر لب آمده آواز تیغ تو

آوازه خلاص به زندانی آورد

۶

جامی ببند دیده که آن طاق ابروان

صد رخنه در بنای مسلمانی آورد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آوردقافیه: ـانی۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آوردآورد
  2. تواورد
  3. گیرآورد
  4. امآورد
  5. اشکآورد
  6. توآورد
  7. ابروانآورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.