غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ست

خبر دهید مرا کز کدام سو رفته ست

۱

به گردش ار چه رسیدن نمی توان باری

کشم به دیده غبار رهی که او رفته ست

۲

هزار دل کند از شهر صبر آواره

به هر دیار که با آن رخ نکو رفته ست

۳

چه آب بر جگرم باشد اینچنین که مرا

هم آب دیده ز هجرش هم آبرو رفته ست

۴

به گشت باغ مخوان باغبان مرا زین بیش

که بی جمال وی از باغ رنگ و بو رفته ست

۵

نداده کس خبر از عمر رفته خویشم

اگر چه عمر عزیزم به جست و جو رفته ست

۶

به روز حشر مگر سر برآورد جامی

چنین که از غم هجران به خود فرو رفته ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رفته ستقافیه: ـو۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. باریست
  3. آوارهست
  4. مراست
  5. بیشست
  6. خویشمست
  7. جامیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.