غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خنده ای زد لب تو بر من گریان که مپرس

شاکرم از لب خندان تو چندان که مپرس

۱

یاد آن روز که سر دهنت پرسیدم

لب گرفتی ز سر ناز به دندان که مپرس

۲

روزی از بیم کسان زیر لبم پرسیدی

یافتم ذوقی ازان پرسش پنهان که مپرس

۳

سر خوبانی و سامان جهان آشوبان

بی تو زانسان شده ام بی سر و سامان که مپرس

۴

بامدادان که به گردن فکنی خلعت ناز

فتنه ها برزندت سر ز گریبان که مپرس

۵

چه غم از ضربت چوگان ملامت که بود

با خودم حالی ازان گوی زنخدان که مپرس

۶

بی تو جامی چو تنی مانده ز جان است جدا

از تن خویش که می گویدت ای جان که مپرس

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که مپرسقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که مپرس» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مپرسمپرس
  2. پرسیدممپرس
  3. پرسیدیمپرس
  4. آشوبانمپرس
  5. نازمپرس
  6. بودمپرس
  7. جدامپرس

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.