غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وه که باز از کف من دامن مقصود برفت

یار دیر آمده از پیش نظر زود برفت

۱

تن که آزرده تیغ ستمش بود بماند

جان که آویزه بند کمرش بود برفت

۲

وعده می کرد که دیگر نروم راه فراق

تا چه کردم که نه بر موجب موعود برفت

۳

دل که از خون رخم اندود برو گو که خوشم

که به بازار غم آن قلب زراندود برفت

۴

بود خوشنودیش آن کز غم او جان بدهم

لله الحمد کزین غمزده خوشنود برفت

۵

خبر فرقت او داد و شد آواره رقیب

زد به ویرانه ما آتش و چون دود برفت

۶

جگری شد رخ جامی که ز غم کاهی بود

بس کش از دیده سرشک جگرآلود برفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برفتقافیه: ـود۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برفتبرفت
  2. بماندبرفت
  3. فراقبرفت
  4. خوشمبرفت
  5. بدهمبرفت
  6. رقیببرفت
  7. بودبرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.