غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه خلقی ز تو در دام بلا افتاده ست

هیچ کس را نه فتاد آنچه مرا افتاده ست

۱

دلم از جا تنم از پای فتاده ست ببین

که مرا در غم عشق تو چها افتاده ست

۲

همه جا برق جمال تو درخشید ولی

شعله آن همه در خرمن ما افتاده ست

۳

هر کجا در چمن از شوق تو آهی زده ایم

بال و پر سوخته مرغی ز هوا افتاده ست

۴

زخم تو بر دگران آمده من مرده ز رشک

ای عجب تیر کجا صید کجا افتاده ست

۵

حال چاک جگر ریش چه داند شوخی

کش همین چاک به دامان قبا افتاده ست

۶

گفته ای جامی محنت زده بی ما چون است

چون بود حال کسی کز تو جدا افتاده ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده ستقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. ببینست
  3. ولیست
  4. ایمست
  5. رشکست
  6. شوخیست
  7. استست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.