غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی خوب تو مهوش افتاده ست

خال مشکین بر او خوش افتاده ست

۱

چشم بد دور خال بر رخ تو

چون سپندی بر آتش افتاده ست

۲

چهره زرد ما ز سرخی اشک

ورقی بس منقش افتاده ست

۳

مشو ای پندگو مشوش ما

حال ما خود مشوش افتاده ست

۴

صبر و دل عقل و دین تن و جان سوخت

از تو آتش به هر شش افتاده ست

۵

این که صوفی فتاده غش کرده ست

از می لعل بیغش افتاده ست

۶

هر که در می فتاد جام کشید

بنده جامی سبوکش افتاده ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده ستقافیه: ـش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. توست
  3. اشکست
  4. ماست
  5. سوختست
  6. ستست
  7. کشیدست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.