غزلیاتشمارهٔ ۱۸۹ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبوی آن آشنا که می آردجز نسیم صبا که می آرد۱گرچه ما را خبر نکرد و برفتخبر او به ما که می آرد۲شرط یاری پیام یار آریستشرط یاری بجا که می آرد۳به جگر خستگان خار جفاگل باغ وفا که می آرد۴نامه او مثال عافیت استسوی این مبتلا که می آرد۵هجر درد و نسیم وصل دواستدرد ما را دوا که می آرد۶صد دعا می فرستدش جامییک جواب دعا که می آرد۷