هر مست که می به دست گیرد
زان نرگس می پرست گیرد
۱آن را که فکند ساقت از پای
جز ساعد تو که دست گیرد
۲با قدر بلند سدره خود را
پهلوی قد تو پست گیرد
۳گر عشق تو بر فلک نهد بار
پشت وی ازان شکست گیرد
۴از زلف تو بخت کار ما را
تعلیم گشاد و بست گیرد
۵هر چند که سیست لام زلفت
صد ماهی دل به شست گیرد
۶جامی که و جام می که خود را
از لعل لب تو مست گیرد
۷