غزلیاتشمارهٔ ۲۰۷ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدل با غمت آشناییم دادوز صبر و خرد جداییم داد۱شب می مردم خیالت آمدوز چنگ اجل رهاییم داد۲تابد ز درونم آفتابیتا داغ تو روشناییم داد۳باد سر زلفت از رگ جانتعلیم گره گشاییم داد۴کرد آینه رخت تجلیآیین خدا نماییم داد۵بدنامی عشق تو خلاصیاز تهمت پارساییم داد۶دریوزه کوی تو فراغتاز حشمت پادشاییم داد۷سنگی که زدی پی شکستمخاصیت مومیاییم داد۸شوق تو غزال جامی آساآهنگ غزلسراییم داد۹