یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد
وز خطرهای سفر جمله نگهدارش باد
۱گر ببندد به سفر بار وگر بگشاید
در همه دولت توفیق مددگارش باد
۲قیمت صحبت او نقد دو عالم کردند
جان پاکان به همین نرخ خریدارش باد
۳هیچ ذوقی به گرفتاری عشقش نرسد
هرکجا جان و دلی هست گرفتارش باد
۴گوهر بحر صفا نیست جز اسرار غمش
سینه ما صدف گوهر اسرارش باد
۵حسنش آنجا که نهد عشوه گری را بازار
زآتش سوختگان گرمی بازارش باد
۶گفت صد شعر خوش از وحشت هجران جامی
مونس وحشتیان دفتر اشعارش باد
۷