غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز ازین راه صدای جرسی می‌آید

گویی از منزل معشوق کسی می‌آید

۱

دم صبح از نفس باد صبا مُشکین شد

همدمی می‌رسد و هم‌نفسی می‌آید

۲

چشم بد دور ز شاخ شجر وادی طور

شعلهٔ نور به سروقت خسی می‌آید

۳

طوطی از رشک چرا جان ندهد کز لب دوست

شکر کام نصیب مگسی می‌آید

۴

پایه عشق بلند است همین بس که ازو

در دل امیدی و در سر هوسی می‌آید

۵

یار گفت از سر اخلاص بر این در به زمین

سرزنان جامی درمانده بسی می‌آید

۶

گفتمش هست به فریاد ز دست دل خویش

پا ز سر کرده به فریادرسی می‌آید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌آیدقافیه: ـسی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. می‌آیدمی‌آید
  2. شدمی‌آید
  3. طورمی‌آید
  4. دوستمی‌آید
  5. ازومی‌آید
  6. زمینمی‌آید
  7. خویشمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.