غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت

دل ما سوخت بسی دود دل ماش گرفت

۱

طوطیانند فرو برده به شکر منقار

یا خط سبز لب لعل شکرخاش گرفت

۲

نقش پابوس ویم نیست همین بس که چو شد

در رهش سوده تنم نقش کف پاش گرفت

۳

نه دل است این به برم بلکه دلم از غم عشق

شد جدا قطره ای از خون جگر جاش گرفت

۴

گفت دامان وصالت بنهم بر کف و رفت

اشک من گوشه دامان به تقاضاش گرفت

۵

ساقی امروز به نقدم قدحی چند بده

رغم آن را که غم نسیه فرداش گرفت

۶

دل در آن زلف سیه شد بگسل جامی ازو

بر حذر باش ز دیوانه که سوداش گرفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـاش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. منقارگرفت
  3. شدگرفت
  4. عشقگرفت
  5. رفتگرفت
  6. بدهگرفت
  7. ازوگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.