غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای تنت سیم و بر و ساعد و بازو همه سیم

چون زر از مفلسی از سیم توام دل به دو نیم

۱

دزدی از من تن خود چون گذرم پهلویت

من چنین مفلس و از من تو همی دزدی سیم

۲

هست بی ساعد سیمین توام بیم هلاک

دست ده تا که برون آیم ازین ورطه بیم

۳

با سگ کوی توام هست قدیمی عهدی

حاش لله که فراموش کنم عهد قدیم

۴

چشم نرگس شود از خاصیت آن بینا

بوی پیراهن خود گر دهی ای گل به نسیم

۵

تو به شهر خود و ز آوازه حسنت شده اند

خلقی آواره ز هر شهر و به شهر تو مقیم

۶

جان جامی به لبت میل طبیعی دارد

به شکر خنده درآ تا کند آن را تسلیم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سیمنیم
  2. پهلویتسیم
  3. هلاکبیم
  4. عهدیقدیم
  5. بینانسیم
  6. اندمقیم
  7. داردتسلیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.