غزلیات

شمارهٔ ۵۸۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم

که توان کرد به خاک قدمش جان تسلیم

۱

تا شد آن ماه مسافر ز سر عشرت و ناز

ما به صد حسرت و دردیم درین شهر مقیم

۲

یار را با من دلخسته قدیمی عهدی ست

آه اگر یار فراموش کند عهد قدیم

۳

میل جور و ستم از خاطر آن شوخ نرفت

کی رود شیوه لطف و کرم از طبع کریم

۴

رخ پر اشک من و خاک درت آری هست

بر سر کوی تو با خاک برابر زر و سیم

۵

غبغبت را چه کنم وصف که در خوبی و لطف

هست با گوی زنخدان تو سیبی به دو نیم

۶

دست بردم که کشم زلف چو شعر سیهش

گفت جامی مکش افزون قدم از حد گلیم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نسیمتسلیم
  2. نازمقیم
  3. ستقدیم
  4. نرفتکریم
  5. هستسیم
  6. لطفنیم
  7. سیهشگلیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.