دوستان چند کنم ناله ز بیماری دل
کس گرفتار مبادا به گرفتاری دل
۱ای که بر زاری دل می کنی انکار بیا
گوش بر سینه من نه بشنو زاری دل
۲کوی تو منزل دلهاست کسی چون گذرد
که نیاید به زمین پای ز بسیاری دل
۳مدت هجر ز حد می گذرد صبر کجاست
که درین واقعه صعب کند یاری دل
۴خوانده ام قصه عشاق بسی نیست در آن
جز جفاکاری دلدار و وفاداری دل
۵گر به وصلت نرسم درد طلب نیز خوش است
نیست مطلوب جز اینم ز طلبکاری دل
۶عمرها شد که دل جامی ازین غم خون است
که کند با تو دمی شرح جگرخواری دل
۷