باده پاک است و قدح پاک و حریفان همه پاک
عمر اگر در ره پاکان شودم صرف چه باک
۱به ریا طعنه مزن پیر مغان را که بود
ساحت عصمتش از وصمت این عارضه پاک
۲رفت در کوی تو صد سر که کسی تیغ ندید
پردلی کو که نهد پای به میدان هلاک
۳گر نیاویخته در دامن گل خار غمت
رخ چرا شسته به خوناب و گریبان زده چاک
۴روی بنما که روم ذره صفت رقص کنان
تا به سر منزل خورشید ازین دیر مغاک
۵مهر بگشا ز لب لعل که بیمار تو را
شربت از دست مسیحا نفتد فایده ناک
۶سایه بر تربت جامی فکن ای سرو به بلند
نیست از سرو عجب گر فکند سایه به خاک
۷