ساقیا زین هنر و فضل ملولیم ملول
ساغری ده که بشوییم ز دل نقش فضول
۱مشکل عشق چو حل می نشود چند نهیم
گوش ادراک بر افسانه اوهام و عقول
۲سحر از کوی خرابات برآمد مستی
لایح از ناصیه اش پرتو انوار قبول
۳گفتمش عاشق درمانده چه تدبیر کند
که کشد رخت ارادت به مقامات وصول
۴گفت این مسئله ز پیر مغان پرس که اوست
واقف جمله مراتب چه فروع و چه اصول
۵در ره حشمت او خاک شو و همت خواه
تا شود غایت مامول تو مقرون به حصول
۶شیخ شهرت طلب و مسند شیخ اسلامی
جامی و زاویه نیستی و کنج خمول
۷