غزلیات

شمارهٔ ۶۰۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این چنین واله و شیدا که ز عشق تو منم

حاش لله که بود بی تو سر زیستنم

۱

زارم از هجر تو کو بخت که همراه صبا

خویش را چون خس و خاشاک به کویت فکنم

۲

تا رسیدی به من آواز سپاه تو گهی

وه چه بودی به سر راه تو بودی وطنم

۳

جان ندانم که دگر جای کجا خواهد ساخت

این چنین کز غم و اندوه تو بگداخت تنم

۴

شد چنان قالبم از ضعف که گر درنگری

هیچ چیزی نشود دیده به جز پیرهنم

۵

روی در کوی عدم کرده‌ای ای پیک صبا

یادگاری سخنی چند رسان زان دهنم

۶

تاری از پیرهنش بهر خدا سوی من آر

تا بدوزند بدان از پس مردن کفنم

۷

من که در زندگی از خیل فراموشانم

چون بمیرم که کند یاد در آن انجمنم

۸

جامیا آنچه من از جام غمش کردم نوش

چه عجب زانکه نباشد خبر از خویشتنم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منمزیستنم
  2. صبافکنم
  3. گهیوطنم
  4. ساختتنم
  5. درنگریپیرهنم
  6. صبادهنم
  7. آرکفنم
  8. فراموشانمانجمنم
  9. نوشخویشتنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.