غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست

رشته جان مرا در شکن موی تو بست

۱

طعنه بر طوطی طبعم مزن از کم سخنی

که بر او راه سخن لعل سخنگوی تو بست

۲

لله الحمد که جان معتکف حضرت توست

گرچه تن بار اقامت ز سر کوی تو بست

۳

هیچ شب دیده نبندم من غمدیده به خواب

چون کنم خواب مرا نرگس جادوی تو بست

۴

خانه صبر من آن روز برانداخت فلک

که بدین قاعده طاق خم ابروی تو بست

۵

نافه کز خون جگر پروردش آهوی چین

در دلش خون گره از نکهت گیسوی تو بست

۶

می دهد زینت بازار سخن جامی را

نخل نظمی که به وصف قد دلجوی تو بست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: تو بستقافیه: ـوی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بستبست
  2. سخنیبست
  3. توستبست
  4. خواببست
  5. فلکبست
  6. چینبست
  7. رابست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.