غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیم

وز لب لعل تو دندان طمع برکندیم

۱

دور پرگار فلک رسم جدایی انگیخت

تا درین دایره کی باز به هم پیوندیم

۲

کس گرفتار مبادا به ملاقات رقیب

نپسندیم به کس آنچه به خود نپسندیم

۳

با تو بودیم چو تن همنفس جان یکچند

زنده اکنون به مددگاری آن یکچندیم

۴

استینها ز دو ساعد بودت صره سیم

دست بگشای که بس مفلس و حاجتمندیم

۵

نیست بهر غرضی بودن ما در کویت

با سگان تو به زنجیر ارادت بندیم

۶

دی گذشتی به من و سایه سرو تو فتاد

ما چو جامی ز وصالت به همین خرسندیم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـندیم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. افکندیمبرکندیم
  2. انگیختپیوندیم
  3. رقیبنپسندیم
  4. یکچندیکچندیم
  5. سیمحاجتمندیم
  6. کویتبندیم
  7. فتادخرسندیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.