غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این زمینی ست که سرمنزل جانان بوده ست

مطرح نور رخ آن مه تابان بوده ست

۱

این زمینی ست که هر شیب و فرازی که در اوست

جای آمد شد آن سرو خرامان بوده ست

۲

این زمینی ست که هر جا خس و خاری بینی

پیش ازین رسته به جایش گل و ریحان بوده ست

۳

دامن نازکشان رفته به هر جانب ازو

آن که صد دست تمناش به دامان بوده ست

۴

می دهد خاک رهش خاصیت آن آبم

که نصیب خضر از چشمه حیوان بوده ست

۵

باید افشاند ز هر نوک مژه خون جگر

هر کجا لعل لب او شکرافشان بوده ست

۶

جان جامی به حقیقت ز همین باد و هواست

گر به صورت گلش از خاک خراسان بوده ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بوده ستقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بوده ست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. اوستست
  3. بینیست
  4. ازوست
  5. آبمست
  6. جگرست
  7. هواستست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.