غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رخصتم ده که سر زلف سیاهت گیرم

دیده را روشنی از روی چو ماهت گیرم

۱

چون تو را نیست سرآنکه بیابم به تو راه

داد خواهم نه بیایم سر راهت گیرم

۲

گرچه بیشم گنهی نیست زنم دست نیاز

دامن لطف پی عفو گناهت گیرم

۳

سایه افکن به من ای سرو که افتم به هلاک

گر نه از حادثه دهر پناهت گیرم

۴

از سر بسترم امشب مرو ای همسایه

تا به اندوه شب خویش گواهت گیرم

۵

ای گل از لطف مزن لاف که پیش رخ او

با دو صد برگ یکی برگ گیاهت گیرم

۶

جامیا دم مزن از درد و غم هجر که من

شرح این واقعه از ناله و آهت گیرم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گیرمقافیه: ـاهت۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. گیرمگیرم
  2. راهگیرم
  3. نیازگیرم
  4. هلاکگیرم
  5. همسایهگیرم
  6. اوگیرم
  7. منگیرم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.