غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ما امید از دوست ببریدیم و رفت

هجر را بر وصل بگزیدیم و رفت

۱

داغ بی یاری و درد بیدلی

آن همه بر خود پسندیدیم و رفت

۲

شب همه شب گه به پهلو گه به سر

گرد کوی دوست گردیدیم و رفت

۳

دستبوس دوست بر نامد ز دست

پاسبان را پای بوسیدیم و رفت

۴

چون ندیدم آب روی خویش را

روی خود بر خاک مالیدیم و رفت

۵

دولت دیدار چون روزی نشد

آن در و دیوار را دیدیم و رفت

۶

شد گریبانگیر جامی درد عشق

دامن از وی نیز درچیدیم و رفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: و رفتقافیه: ـیدیم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رفترفت
  2. بیدلیرفت
  3. سررفت
  4. دسترفت
  5. رارفت
  6. نشدرفت
  7. عشقرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.