غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن سفر کرده کش از ما دل گرفت

جان فدایش هر کجا منزل گرفت

۱

جان باقی بود یارب از چه رو

رفت و خوی عمر مستعجل گرفت

۲

تن فتاد از پای چون محمل براند

جان برید از تن پی محمل گرفت

۳

تا دلش ناید به درد از حال ما

خویش را از حال ما غافل گرفت

۴

گرد ما دریا شد از سیل سرشک

یار ازان دریا ره ساحل گرفت

۵

من قتیل یارم ای خوش آن قتیل

کو تواند دامن قاتل گرفت

۶

کی تواند جامی از پی رفتنش

چون ز گریه پای او در گل گرفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. روگرفت
  3. براندگرفت
  4. ماگرفت
  5. سرشکگرفت
  6. قتیلگرفت
  7. رفتنشگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.