هرکس آرد دامن صلحت به چنگ
بر سر اینست ما را با تو جنگ
۱صحبت تنگ تو با بیگانگان
آشنایان را همی آرد به تنگ
۲محنت هجر تو پاید سالها
دولت وصل تو باشد بی درنگ
۳مهر خطت را هنر داند دلم
گرچه باشد عیب بر آیینه زنگ
۴چهره ام شد کهربا اشکم عقیق
بیش ازینم نیست از لعل تو رنگ
۵کی رسد در عشق عقل تیزپای
چون رود با مرکب جم مور لنگ
۶نیکنامی کم طلب جامی که هست
عشقبازان را ز نام نیک ننگ
۷