غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش آن که وقت گل لب جویی گرفته است

در پای سرو دست سبویی گرفته است

۱

جعد بنفشه را که چمن مشکبوی ازوست

بر بوی زلف غالیه بویی گرفته است

۲

از جنگ و آشتی کسان می رمد دلم

تا خو به مهر عربده جویی گرفته است

۳

کس راه عندلیب نزد در حریم باغ

جز گل که از تو رنگی و بویی گرفته است

۴

چون تابم از تو روی که بر من بلای عشق

راه خلاصی از همه سویی گرفته است

۵

جان را خجسته باد به شهر عدم سفر

کز طلعت تو فال نکویی گرفته است

۶

جامی چه مرد گوشه عزلت چنین که باز

از دست داده دل سر کویی گرفته است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته استقافیه: ـویی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ازوستاست
  3. دلماست
  4. باغاست
  5. عشقاست
  6. سفراست
  7. بازاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.