غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

درویش را سرا سر کوی فنا بس است

ترک متاع و خانه متاع سرا بس است

۱

گو هرگزم ز فرش منقش مباش رنگ

پهلو منقش از اثر بوریا بس است

۲

گر خازن حرم نزند نعره درای

از اشتران قافله بانگ درا بس است

۳

نتوان نشستن از تک و پو در طریق عشق

آن را که باد پا ندهد دست پا بس است

۴

گر روی زرد ما نشد از جام عیش سرخ

زخم کبود سیلی غم بر قفا بس است

۵

عمر حریص در طلب کیمیا گذشت

ما را قبول اهل نظر کیمیا بس است

۶

جامی به ملک و مال چو هر سفله دل مبند

کنج فراغ و گنج قناعت تو را بس است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بس استقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رنگاست
  3. درایاست
  4. عشقاست
  5. سرخاست
  6. گذشتاست
  7. مبنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.