ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش
گرد آن حلقه زده زلف سمن سای تو خوش
۱پای تا سر تو چنانی که بود بوسه زدن
بر رخ خوب تو زیبا به کف پای تو خوش
۲گر کنی پرسش و گر خنده زنی بر حالم
هر چه آید بود از لعل شکرخای تو خوش
۳خلعتی خاص بود گیسویت از شعر سیاه
که ز سر تا به قدم هست به بالای تو خوش
۴دیده خوش گشت چو بنشست خیال تو در او
بنشین خرم و خندان که بود جای تو خوش
۵وعده جنت نسیه به ورع ورزان ده
که به نقد است دل ما به تماشای تو خوش
۶خوش سپردی دلت امروز به درد و غم عشق
باد امروز تو خوش جامی و فردای تو خوش
۷