غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

دم زد دل از سر غمت از سرزنش خون کردمش

گرم از میان مردمان چون اشک بیرون کردمش

۱

کردم عقیقین حقه ای پیدا به یاد آن دهان

یاد آمد آن دندان مرا پر در کنون کردمش

۲

لیلی به خواب از من شبی پرسید وصف زلف تو

گفتم مسلسل نکته ها چندان که مجنون کردمش

۳

چون خیمه را دیدم تهی از وصلت ای سرو سهی

جویی که گرد خیمه بود از گریه جیحون کردمش

۴

یارب چه سخت آمد دلت کز بهر رحم احوال خود

هرچند افزون گفتمش بیرحمی افزون کردمش

۵

زخمی که مار گیسویت بر جان من زد به نشد

گرچه ز افسون خوان لبت صد بار افسون کردمش

۶

جامی که با میخوارگان می داشت همرنگی هوس

جامی دو بر وی ریختم دراعه میگون کردمش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردمشقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کردمشکردمش
  2. دهانکردمش
  3. توکردمش
  4. سهیکردمش
  5. خودکردمش
  6. نشدکردمش
  7. هوسکردمش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.