ای آن که گرد مه ز خط مشکین هلالی بستهای
بهر جنون ما ز نو نیکو خیالی بستهای
۱رنگین ز خون عاشقان شد رشته فتراک تو
یا بهر زینت رخش را گلگون دوالی بستهای
۲کم تافت عکس حال ما بر خاطرات چون آینه
تا از نم مژگان ما زنگ ملالی بستهای
۳ز اوراق علم ای مدعی تا اوج عرفان چون بری
گرچه ز پر کاغذین بر خویش بالی بستهای
۴بر لوح حسن از نو خطان بردی درین معنی سبق
کز لعل میمی کردهای وز مشک دالی بستهای
۵از روی و قد او دلا ترتیب وصفی کردهای
رمزی به ماهی گفتهای نخلی به سالی بستهای
۶از پیچش غم سرمکش جامی که میندهد صدا
تاری که بر عود سخن بیگوشمالی بستهای
۷