زهی به نسخ گل آورده خط بناگوشت
دمیده سبزه تر گرد چشمه نوشت
۱تو را چو زد به بنا گوش حلقه سنبل زلف
بنفشه شد ز غلامان حلقه درگوشت
۲فروغ روی تو آتش زند به خرمن عقل
اگر نه پرده کشد سنبل سمن پوشت
۳هجوم عشق تو نگذاردم به دل نقشی
مرو ز دیده که ترسم کنم فراموشت
۴چو تو کمر بگشایی من از میان بروم
مرا چه طاقت آن تا کشم در آغوشت
۵چگونه بر خورم از تو چنین که می بینم
هلاک جان تلف عقل و آفت هوشت
۶هزار گونه سخن داشت از رخت جامی
نهاد بر لب او مهر لعل خاموشت
۷