غزلیات

شمارهٔ ۸۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ

ندیده کس به جهان هندویی چنین گستاخ

۱

سر هزار عزیزت فتاده بر سر کوی

گه خرام منه پای بر زمین گستاخ

۲

بسوخت طوطی جانم ز رشک آن چو بدید

که می خورد مگس از لعلت انگبین گستاخ

۳

به جان خود که ببخشای بر جوانی خویش

میا به غارت پیران پاک دین گستاخ

۴

ادب جمال دگر بخشدت ز ناز مزن

قدم به فرق گدایان ره نشین گستاخ

۵

رقیب را ز بر خود بران که از خرمن

به است دور چو افتاد خوشه چین گستاخ

۶

به عذر پیش سگان تو جامی آید روز

بر آستان تو ساید چو شب جبین گستاخ

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گستاخقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گستاخ» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گستاخگستاخ
  2. کویگستاخ
  3. بدیدگستاخ
  4. خویشگستاخ
  5. مزنگستاخ
  6. خرمنگستاخ
  7. روزگستاخ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.