قامتت نیزه و رخسار تو ای عشوه پسند
آفتابیست که گشته ست یکی نیزه بلند
۱گریه ام کم نشد از لاله و نسرین بی تو
راه سیل از خس و خاشاک کجا گردد بند
۲ذوق پابوس توام کشت و ندارم زهره
که بپرسم ز دولعل تو که یک بوسه به چند
۳آمدم تا فکنی سایه لطفم بر سر
سرو بالای تو چون سایه ام از پای فکند
۴می کشم درد دلی بی تو که مجنون نکشید
می کنم کوه غمی بی تو که فرهاد نکند
۵هر سحر تا نرسد چشم بدت چرخ کند
مجمر از جرم خور از ثابت و سیاره سپند
۶جامی از لطف ترنم به غزلهای کمال
عندلیبیست خوش الحان به چمن های خجند
۷