غزلیات

شمارهٔ ۷۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل خطت را رقم صنع الهی دانست

برسر مشک خطان حجت شاهی دانست

۱

ماه را آینه روی چو خورشید تو گفت

هرکه ماهیت حسن تو کماهی دانست

۲

صبح را خواند فروغ رخت اندر شب زلف

صبح خیزی که سفیدی ز سیاهی دانست

۳

شاید ار شه کندت منع ز جولان چو تورا

فتنه شهری و آشوب سپاهی دانست

۴

عقل چون خیمه فکر از دو جهان بیرون زد

عشق را بادیه نامتناهی دانست

۵

ساده دل شو که درین مدرسه وسوسه خیز

به ز نادانی خود هیچ نخواهی دانست

۶

جامی و پیر خرابات که اسرار وجود

همه ازهمت ارشادپناهی دانست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دانستقافیه: ـاهی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. دانستدانست
  2. گفتدانست
  3. زلفدانست
  4. تورادانست
  5. زددانست
  6. خیزدانست
  7. وجوددانست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.