غزلیاتشمارهٔ ۷۶ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریزبان در دهان ترجمان دل استسخن بر زبان از زبان دل است۱جهان وانچه می بینی اندر جهانگم اندر فضای جهان دل است۲قلم هرچه بر لوح هستی نوشتیکی نکته از داستان دل است۳خدنگی که از قبضه ما رمیترسد بر نشان از کمان دل است۴غذایی که از عند ربی ابیتخورد جان عارف ز خوان دل است۵فراوان فواکه که از قطع و منعمبراست از بوستان دل است۶کلام تو وحی است جامی بلندکه نازل شده ز آسمان دل است۷