غزلیات

شمارهٔ ۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

ساقی ما که دی به کف می داشت

جام می مستی از لب وی داشت

۱

هستی ما به باد مستی رفت

بس که می زان دو لب پیاپی داشت

۲

گل ندارد ز شبنم سحری

آن لطافت که رویش از خوی داشت

۳

از مؤذن نشد دلی زنده

همه شب گرچه بانگ یا حی داشت

۴

ماند شیخ از جواب بانگ نماز

صبحدم بس که گوش در نی داشت

۵

کی به مقصد رسد چو زاهد را

لاشه ای سعی حکم لاشی داشت

۶

سوخت جامی ز داغ عشق و نگفت

کز کی آن داغ بود و تا کی داشت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: داشتقافیه: ـی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«داشت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. داشتداشت
  2. رفتداشت
  3. سحریداشت
  4. زندهداشت
  5. نمازداشت
  6. راداشت
  7. نگفتداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.