غزلیات

شمارهٔ ۹۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

می زند مشت به رویم که مبین سوی حبیب

هیچ کس نیست چو من مشتکی از دست رقیب

۱

گر نهد دست به نبض من محرور زند

شعله چون شمع ز تاب تبم انگشت طبیب

۲

هر که را عشق تو آداب خرد بر هم زد

نیست ممکن که مودب شود از پند ادیب

۳

روز آدینه به مقصوره درآ تا خواند

خطبه سلطنت حسن به نام تو خطیب

۴

بر چمن گر گذرد نکهتی از پیرهنت

پر شود دامن و جیب سمن و غنچه ز طیب

۵

هر که با صورت شیرین پسران عشق نباخت

نیست از معنی پیران رهش هیچ نصیب

۶

جامی آن مه به غریبان ننهد گوش مکن

بیش ازین در سخن انگیز خیالات غریب

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیب۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. حبیبرقیب
  2. زندطبیب
  3. زدادیب
  4. خواندخطیب
  5. پیرهنتطیب
  6. نباختنصیب
  7. مکنغریب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.