چون نصیب ما نشد وصل حبیب
ما و درد بی نصیبی یا نصیب
۱درد دوری زان در از من پرس و بس
محنت غربت نداند جز غریب
۲گرچه از نزدیک خوب است آن دو رخ
دور بهتر باشد از چشم رقیب
۳کی توان سودای عاشق را علاج
ترک این ماخولیا کن ای طبیب
۴شحنه را گر درد دین بودی زدی
گردن واعظ به شمشیر خطیب
۵روی خود بنمایمت گفتی ز دور
کاش بودی این سعادت عن قریب
۶ناله جامی ز شوقت دور نیست
زانکه تو برگ گلی او عندلیب
۷