سلامان و ابسال

بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باشد اندر صورت هر قصّه‌ای

خرده‌بینان را ز معنی حصه‌ای

۱

صورت این قصه چون اتمام یافت

بایدت از معنی آن کام یافت

۲

وضع این را راهدانی کرده است

کاو به سر کار راه آورده است

۳

زان غرض نی قیل و قال ما و توست

بلکه کشف سرّ حال ما و توست

۴

کیست از شاه و حکیم او را مراد‌؟

وان سلامان چون ز شه بی‌جفت زاد‌؟

۵

کیست ابسال از سلامان کامیاب‌؟

چیست کوه آتش و دریای آب‌؟

۶

چیست ملکی کان سلامان را رسید‌؟

چون وی از ابسال دامان را کشید‌؟

۷

کیست زهره کآخر از وی دل ربود‌؟

زنگ ابسالش ز آیینه زدود

۸

شرح اینها یک به یک از من شنو

پای تا سر گوش باش و هوش شو

۹

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ سلامان و ابسال (۷۶ شعر) قرار دارد.