غزلیات

شمارهٔ ۹۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل که در باغ ز هر گل غم یارش گیرد

مرغ نالان سبق از ناله زارش گیرد

۱

می کند پا به رکاب آن مه و من می میرم

که چنین تنگ چرا زین به کنارش گیرد

۲

ابروش چون نگرم خط خوشش پیش نظر

کم توان دید مه نو که غبارش گیرد

۳

حلقه گیسوی او طوق بلا شد جان را

آه اگر خط سیه گرد عذارش گیرد

۴

مدعی گفت زر خالصم از سنگ بلا

محک تجربه ای کو که عیارش گیرد

۵

گر به مجنون گذرد ناقه لیلی پس مرگ

دست بیرون کند از خاک و مهارش گیرد

۶

حالیا زان لب میگون شده جامی مست است

وای روزی که ازان باده خمارش گیرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گیردقافیه: ـارش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گیردگیرد
  2. میرمگیرد
  3. نظرگیرد
  4. راگیرد
  5. بلاگیرد
  6. مرگگیرد
  7. استگیرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.