غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشقت که بود کعبه ارباب سلامت

ریگ حرمش نیست به جز سنگ ملامت

۱

شهری که نه جای تو در او خانه نگیریم

در بادیه کس را نشود عزم اقامت

۲

ذوقی رسد از نامه تو روز فراقم

کز نامه طاعت نرسد روز قیامت

۳

از آتش دل سر به فلک برده علم بین

بر خاک شهید غمت این ست علامت

۴

ناجسته دهد پیر مغان باده به رندان

با معتقدان می کند اظهار کرامت

۵

گر وقت نمازی گذری سوی مؤذن

قد قامت او پست شود زان قد و قامت

۶

هر نقش که جامی نه به سودای خطت بست

شست آن همه چشم ترش از اشک ندامت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـامت۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سلامتملامت
  2. نگیریماقامت
  3. فراقمقیامت
  4. بینعلامت
  5. رندانکرامت
  6. مؤذنقامت
  7. بستندامت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.