غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لاله قدح باده و گل شاهد رعناست

گلبانگ زنان مرغ چمن مطرب گویاست

۱

بخرام سوی باغ که شادی و طرب را

بی سعی تو و من همه اسباب مهیاست

۲

تا گل تتق غنچه ز رخسار گشاده ست

نرگس همه تن چشم شده بهر تماشاست

۳

سبزه کشد از سوزن زنگار گرفته

خاری که شکسته ز دی اندر جگر ماست

۴

بر صورت نرگس بگشا چشم که گویی

پیراهن خورشید عیان عقد ثریاست

۵

یا بر کف سیمین بدنی جام زر است آن

کز هر سویش انگشت چو سیم آمده پیداست

۶

بهر قبسی ز آتش گل شاخ شکوفه

از جیب برون کرده چو موسی ید بیضاست

۷

سرکرده فرو خرقه کبودی ست بنفشه

کز سبزه به زیر قدمش سبز مصلاست

۸

این ابر بهار است که در سایه جودش

پر گوهر در گشته همه دامن صحراست

۹

نی نی غلطم بلکه سراپرده عشرت

شاه از پی بخشش زده بر طارم میناست

۱۰

جامی که زد از نو رقم این شعر بهاری

از برگ گیاهی چمن مدح شه آراست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رعناستگویاست
  2. رامهیاست
  3. ستتماشاست
  4. گرفتهماست
  5. گوییثریاست
  6. آنپیداست
  7. شکوفهبیضاست
  8. بنفشهمصلاست
  9. جودشصحراست
  10. عشرتمیناست
  11. بهاریآراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.