غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست

جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست

۱

آن را که دید شکل خوشت بامداد عید

پروای عید و ذوق تماشای او کجاست

۲

صد جان فدای قد تو کز جویبار حسن

هرگز یکی نهال بدین نازکی نخاست

۳

در دیده خاک پای تو گر زانکه هست حیف

بر ما مگیر کین گنه از جانب صباست

۴

شب داستان هجر فرو ریخت اشک من

لعلش به خنده گفت که باز این چه ماجراست

۵

جامی مدام غنچه صفت تنگدل مباش

کز غم چو لاله بر دلم این داغ ها چراست

۶

تا برفروخته ست رخ آن شمع دلفروز

در هر که بنگری به همین داغ مبتلاست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ماستعمرهاست
  2. عیدکجاست
  3. حسننخاست
  4. حیفصباست
  5. منماجراست
  6. مباشچراست
  7. دلفروزمبتلاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.