غزلیات

شمارهٔ ۳۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست

دندانه کلید ز دندان اژدهاست

۱

آن رخنه ها به جان که ز دندان وی فتاد

در ملک فقر کنگره قصر کبریاست

۲

فقر است راحت دو جهان زینهار ازان

میل غنا مکن که غنا صورت عناست

۳

راحت همین به قاف قناعت بود بلی

عنقا همه عناست چو از قاف خود جداست

۴

تیریست کج شده که به آتش بود سزا

آن را که قد به خدمت همچون خودی دوتاست

۵

در طاعت خدای دو تا شو که تا کمان

کج نیست، نیست در نظر اعتبار راست

۶

جامی کدورت تو همه از وجود توست

چون از وجود خویش گذشتی همه صفاست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ابتلاستاژدهاست
  2. فتادکبریاست
  3. ازانعناست
  4. بلیجداست
  5. سزادوتاست
  6. کمانراست
  7. توستصفاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.