غزلیات

شمارهٔ ۳۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روی خوش تو مطلع صبح صباحت است

خط لب تو سبزی خوان ملاحت است

۱

هر گوهر سخن که گذشته ست بر لبت

دری به لب فتاده ز بحر فصاحت است

۲

دل شد جراحت از تو و این اشک سرخ هست

خونابه ای که گشته روان زان جراحت است

۳

راحت کف است پیش عرب چون کفم به کف

مالی، کنم خروش که وه این چه راحت است

۴

جنبیدن از در تو نیارد به هیچ باب

صوفی که عمر برده به سر در سیاحت است

۵

افتاده زخم خورده تیغت ز خود خلاص

چون منعمی که خفته پی استراحت است

۶

چون ساحت در تو ندیده ست هیچ جای

جامی که کرده روی زمین را مساحت است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـاحت۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. لبتاست
  3. هستاست
  4. کفاست
  5. باباست
  6. خلاصاست
  7. جایاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.