غزلیات

شمارهٔ ۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است

بر آفتاب سنبل او سایه گستر است

۱

گوی معنبر است زنخدان او ز خط

کز وی حریم بزم حریفان معطر است

۲

هرکس که دید شکل خوش دلرباش گفت

از کارخانه قدر این نقش دیگر است

۳

سر باختن به خاک رهش دولتی قویست

خوش مقبلی که دولت آتش میسر است

۴

بی عشق چون زیم که سرای وجود را

دیوار و در به صورت خوبان مصور است

۵

ما را مبین حقیر که درویش کوی عشق

مفلس به کیسه لیک به همت توانگر است

۶

جامی مکن عزیمت شیراز و طوف آن

کان پیش ناقدان هری بس محقر است

۷

الله اکبرش که چو چرخ است سربلند

از پشته های دشت خیابان فروتر است

۸

آدینه گر به گشت خیابان قدم نهی

بینی به هر طرف که دو صد ماه پیکر است

۹

وز جلوه بتان و شگفت نظارگی

از چرخ برگذشته صد الله اکبر است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. خطاست
  3. گفتاست
  4. قویستاست
  5. رااست
  6. عشقاست
  7. آناست
  8. سربلنداست
  9. نهیاست
  10. نظارگیاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.