غزلیات

شمارهٔ ۳۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است

زان عنبرین شمامه مشامم معطر است

۱

پرچین ز خار خشک بود رسم و خط تو

پرچین نهاده گرد گل از سنبل تر است

۲

دل بد مکن که خاتمه حسن شد خطت

کان پیش ما مقدمه حسن دیگر است

۳

قدت چه دلرباست که بینم هزار دل

کاندر میان گرفته تو را چون صنوبر است

۴

پیوسته در برابر جانم خیال توست

آری مرا خیال تو با جان برابر است

۵

دل دربرم چو اخگر و فرسوده تن بر او

خاکستری پدید شده هم ز اخگر است

۶

دارد بر سر ز تیغ تو جامی نشان چو فرق

لیکن نشان تیغ تو از فرق برتر است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. تواست
  3. خطتاست
  4. دلاست
  5. توستاست
  6. اواست
  7. فرقاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.