غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کی بود کی که شب محنت من روز شود

صبح اقبال من آن روی دل افروز شود

۱

بی تو از سینه چو خواهم که برآرم نفسی

نارسیده به دلم آه جگرسوز شود

۲

کی شود دوخته چاک دلم از تیغ غمت

گر به هر مو مژه ات ناوک دلدوز شود

۳

گر مطیعش شود این گنبد فیروزه چه سود

هر که بر دولت وصل تو نه فیروز شود

۴

چون رهم باز ز غمهای جهان گر نه غمت

مایه شادی این جان غم اندوز شود

۵

چون الف راستی قد تو بیند چه عجب

کز پی خدمت تو دال صفت کوز شود

۶

حرفی از سر خطت گر بنویسد جامی

پیش او پیر خرد طفل نوآموز شود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـوز۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. نفسیشود
  3. غمتشود
  4. سودشود
  5. غمتشود
  6. عجبشود
  7. جامیشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.