زاده عشقی هم ازو خواه زاد
باش بدو شاد و ازو جو رشاد
۱روی به عشق آر که جز عشق نیست
عاشق و معشوق و مرید و مراد
۲راه مده وهم دویی را به خود
رخنه مکن قاعده اتحاد
۳معتقد غیر دویی نیست عقل
خاک سیه بر سر این اعتقاد
۴فقر سوادیست که در چشم عشق
نور عیان نیست بجز زان سواد
۵هرکه ازان نور نشد دیده ور
بر نظر او نکنند اعتماد
۶جامی ازو آمد و گم شد در او
منه المبداء و الیه المعاد
۷